تبليغاتX
 New Page 5

alert حالگیری

تا ماه آینده

ازدوستان عزیزی که همیشه لطف دارند و من را مرهون الطافشان کرده اند سپاسگزارم ولی به علت شروع امتحانات بچه ها و اینکه میخوام اینترنت لطمه به درساشون نرنه به همین خاطر از ۱۴ اردیبهشت تا پایان امتحانات اینترنتم قطع است اگر در وبلاگهاتون حضور نداشتم حمل بر بی معرفتی من نکنید

قبلا از همه دوستان عذر میخوام


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 1:20 موضوع | لینک ثابت


آشنائی مختصر با روستای گچین هرمزگان

                

                                                       نمایی از بازار روستای گچین

۱۰ سال قبل با روستای گچین آشنا شدم روستایی درحدفاصل ۵۰ کیلومتری بندرعیاس و ۳۵ کیلومتری بندرخمیر اولین بار یکی از دوستان گفت که روستایی در نزدیکی شهر وجود داره که اجناس در اونجا از امارات هم ارزانتره ولی من باور نکردم وقتی به آن روستا رفتم و ماشین لباسشوئی بوش آلمانی را به قیمت ۳۰هزار تومان خریدم یعنی یک سوم قیمت لباسشوئی ارج وطنی در آن زمان باورم شد وقتی علت را جویا شدم گفتند این اجناس استوک هستند یعنی در موقع حمل به اینها ضربه ای وارد شده که مشتری به قیمت اصلی نمیبره من که مصرف کننده بودم از مقداری خش رنگ که برروی لباسشوئی بود ناراحت نبودم چون به قیمت خوبی خریده بودم توضیحات بالا به این دلیل است که بگویم در آن زمان نه بازاری بود و نه مغازه ای و ساکنین روستای گچین اجناس را در منزل و حیاط آن عرضه میکردند

             

به مرور و با گذشت سالها و سرازیر شدن مشتریان مغازه ها و در نهایت بازار گچین شکل گرفت به نظر من گچین یکی از استثنائی ترین روستاهای ایران است چون با وجود دوری از شهر و حتی راه های نامناسب شهرت بسزائی کسب کرده طوری که امسال ایام نوروز اکثر مسافرین آدرس گچین را میپرسیدند و حتی بعضی ها هم اسم این محل را نمیدانستند و میگفتند آدرس اون روستائی که اجناسش ارزاده را بهمون بدین

              

                                           صحنه ای از پارکینگ پشت بازار گچین

اما حالا در این منطقه بازارهایی است که انواع کالاهای خارجی مرغوب با قیمتهاینسبتا ارزان به فروش میرسانند

اکثر بازارهای گچین دردهستان گچین بالا واقع شده است که از جمله ان ها  مجتمع تجاری حبیب -

 پاساژهاشم - پاساژ شمشاد و پاساژ ناصر در بازار قدیم و پاساژهای ستاره گچین و صدف گچین

د ر بازار مسجد جامع را میتوان نام برد.

جالب است بدانید که روستای گچین از دریا حدود ۱۰ کیلومتر فاصله دارد و روستای بندری محسوب نمیشود و مهمترین چیزی که این روستا را در کشور متمایز کرده وجود معادن اورانیوم است


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت


پیش زمینه اختراع دوربین عکاسی

وقتی این مطلب را در جزوه های سالیان دورم دیدم تصمیم گرفتم که دوستان عزیز دیگر هم از آن استفاده کنند و بدانند که پیش زمینه  اختراع دوربین عکاسی به چه زمانی بر میگردد

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری (یازدم میلادی)وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی  یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 0:41 موضوع | لینک ثابت


کشتی به گل نشسته

از دوستان عزیز که مدتی نتونستم در خدمتشان باشم عذر میخوام

امروز که از خیابان ساحلی عبور میکرده منظره چند قایق و کشتی و لنج باری و خودروبر که به علت جزر و مد دریا به گل نشسته بودند توجه من را جلب کرد و چون دوربینم همراهم بود تصاویری را برای دوستانی که از دیدن این صحنه ها محرومند گرفتم که تقدیمتان میگردد

                                              بدون شرح

                                          مقیاس انسان و کشتی

  مخصوص حمل خودروها (مسافرین قشم از این وسیله برای عبور با خودرو استفاده میکردند) 

                                                    لنج کوچک

                                             اینست زیبایی های دریا


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 15:16 موضوع | لینک ثابت


بندرعباس و مهمانان نوروزی در تاریخ 6/1/1387

                                   حل مشگل سهمیه بندی بنزین

                                             بدون شرح

                                     خروجی شهر

                                          بدون شرح

                                    مسافرین نوروزی


 

نوشته شده توسط حالگیر در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت


بندرعباس و مهمانان نوروزی

تصاویر مربوط به امروز ۴/۱/۱۳۸۷ میباشد

                                    پارک غدیر

                                      ساحل دریا

                                     بازار بندرعباس

                                 تمامی پارکها به این صورت هستند

                                    چادرهای مسافرتی برافراشته


 

نوشته شده توسط حالگیر در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت


امروز بندرعباس

برای دیدن عکسهای امروز بندرعباس به وبلاگ دومم بروید

 

 

برای دیدن عکسها اینجا را کلیک کنید


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 22:6 موضوع | لینک ثابت


سه عنوان در یکی

الف - سال نو مبارک

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

سال نو را به تمامی ایرانیان و ایران دوستان و کسانی که قلبشان به عشق ایران عزیز میتپد تبریک عرض میکنم انشاالله سال پر برکت و خوبی داشته باشید و سر سفره هفت سین منم دعا کنید

ب - آزادی و قانون

به دوستان عزیز قول داده بودم که نظرم را در مورد این دو واژه بیان کنم که به علت مشغله ایام عید به تاخیر افتاد که از همه عزیزان عذر میخوام به هر حال من اصولا سیاسی نیستم و این مطالب که مینویسم نظر شخصی خودم است امیدوارم علما و اهل فن سیاست اگر نظر من را مغایر با نظرات خودشان دیدند مرا عفو کنند

آزادی

آزادی در لغت به معنی رها شدن از قید و بند یا ضابطه ای است

من با واژه آزادی تقریبا نزدیک به بیش از ۳۰ سال است که آشنایم یعنی زمانی که نوجوانی بیش نبودم و انقلاب با شعار استقلال و آزادی شکل گرفت در آن زمان ما آزادی میخواستیم در حالی که آزادی ای که بعضی ها الان خواهان آن هستند داشتیم

هر روز که وبلاگ های مختلفی را میبینم در آنها درخواستهای زیادی برای بدست آوردن آزادی وجود دارد برای همین نیز بر آن شدم در این رابطه مختصری بنویسم

با توجه به معنای لغت بالا  :  آزادی یا رها شدن در چه حد و حدودی ؟

آیا ما میتوانیم آزادی ای داشته باشیم که بی حد و حصر باشد ؟

آیا جامعه آرمانی ما این آزادی که مد نظر ماست را محدود نمیکند ؟

نقش قانون یا عنصر محدود کننده آزادی در روابط اجتماعی چیست ؟

اصولا ما که خواهان آزادی هستیم چرا قانون را وضع میکنیم تا مانع از آزادی ما شود

اگر قانون نباشد آزادی معنا دارد ؟

سوالات بالا سوالاتی است که من همیشه از خودم میپرسم و گاهی هم هنگ میکنم

در این مقاله سعی میکنم جواب سوالات فوق را بدهم تا بهتر نظرم را بیان کنم

۱- آزادی یا رها شدن در چه حد و حدودی ؟

همه انسانها طالب بدست آوردن آزادی و به تبع آن قدرت هستند و برای آن نیز حد و حصری نمیشناسند عنصر آزادیخواهی و رهایی بخشیدن خود از قید و بندها در روح و روان انسانها نهفته است

۲- آیا ما میتوانیم آزادی ای داشته باشیم که بی حد و حصر باشد ؟

 ما نمیتوانیم بدون در نظر گرفتن خواسته های دیگران به خواسته های خودمان که همان آزادی عمل است را بدست بیاوریم مسلما چون آزادی کامل ما مساوی است با محدود کردن آزادی دیگران

بعنوان مثال چنانچه چشمه آبی در محدوده یک کوه قرار داشته باشد و من بخواهم با استفاده از آزادی خودم دور آن را دیوار کنم و از آب آن استفاده کنم مسلما باید آزادی دیگران را محدود کنم و اگر آنها هم بخواهند با استفاده از آزادیشان این آب را بدست بیاورند مسلما نزاع و هرج و مرج بوجود خواهد آمد

۳- آیا جامعه آرمانی ما این آزادی که مد نظر ماست را محدود نمیکند ؟

مسلما تمامی دوستانی که در رابطه با آزادی قلمفرسایی میکنند به جامعه و نظامی می اندیشند که آزادی مورد نظرشان در آن نظام پویا و شکوفا شود

آیا چنین جامعه ای میتواند بدون محدود کردن بخشی از آزادیها به راه خود ادامه دهد ؟ جواب این سوال را به خودتان وا میگذارم

قانون

چون در نظر دارم که جواب سوالات بالا را بدهم به مبحث مهم قانون بر میخوریم همه میدانیم که قانون عامل بازدارنده در تمامی جوامع است و جتی مذاهب هم بر اساس قانون استوار هستند قانون است که به ما امر و نهی میکند که این کار را بکن یا آن کار را نکن قانون است که آزادی عمل را از افراد میگیرد

یکی از دوستان در نظریات بخوبی اشاره کرده بود که آزادی و قانون لازم و ملزوم همند و هرکدام بدون دیگری بی معناست

قانون چیست ؟

قانون مجموعه روشهایی است که برگرفته از آداب و رسوم و فرهنگ و سنتها و روشهای عقیدتی و دینی و . . . یک اجتماع است که بایدها و نباید های آن جامعه را مشخص میکند مثلا طبق قانون ایران ایام عید نوروز تعطیل است و طبق قانون کشورهای غربی ایام کریسمس تعطیله که نشان از سنتها و ادیان متفاوت در این دو نوع اجتماع است 

۴- نقش قانون یا عنصر محدود کننده آزادی در روابط اجتماعی چیست ؟

مهمترین نقشی که قانون دارد این است که محدوده آزادی افراد را تعریف میکند مثلا در قانون ازدواج و طلاق را تعریف کرده و محدوده اختیارات و دارائی ها و حق و حقوق طرفین را مشخص نموده که با تغییراتی در تمامی قوانین کشورها وجود دارد

۵-  اصولا ما که خواهان آزادی هستیم چرا قانون را وضع میکنیم تا مانع از آزادی ما شود ؟

انسانها وقتی بصورت اجتماعی گرد هم آمدند و معنای زندگی جمعی را فهمیدند چون در ابتدا هر کس از آزادی خود برای بدست آوردن مایحتاجش استفاده میکرد در نتیجه افراد قوی براحتی هرچیزی را بدست می آوردند و افراد ضعیف پایمال میشدند بنابر این انسانها نیاز به قانون را به شدت احساس کردند و قوانین را وضع کردند تا بر اساس آن ضعفا هم بتوانند به حق خودشان برسند

۶- اگر قانون نباشد آزادی معنا دارد ؟

با توجه به مطالب بالا نتیجه میگیریم آزادی و قانون مکمل هم هستند

حال بر میگردیم به این مسئله که در هیچ جامعه ای آزادی ای که گفته میشود وجود ندارد حتی همان آزادی بیان

بعنوان مثال آیا کسی جرات میکند در یکی از کشورهای غربی بگوید من از اعضای ارشد القاعده یا طالبان هستم بی آنکه سر از گوانتانامو در نباره و بعد از چند سال بگویند اشتباهی دستگیر کردیم

از تمام دوستان عذر میخوام که با این سواد اکابرم سرتون را بدرد آوردم

ج  - امروز اول فروردین تولدمه

 

 


 

نوشته شده توسط حالگیر در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت


آزادی و قانون

چون در آستانه انتخابات هستیم و خواستم نظرم را در باره دو واژه آزادی و قانون بیان کنم بخاطر این موضوع بر آن شدم تا از دوستان عزیز بخوام که نظرشان را در مورد این دو واژه بیان کنند تا من در پست بعدی نظرم را بیان کنم

با تشکر از دوستانی که نظرشان را ارائه میکنند


 

نوشته شده توسط حالگیر در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت


چهارشنبه سوری از دیدگاههای مختلف

 

چهارشنبه سوری، سنتی صدها ساله است که هنوز اسطوره پژوهان، ایرانشناسان و استادان فرهنگ و زبان ایران باستان، در مورد مبنا و زمان شکل‌گیری این سنت، تردید دارند. برخی معتقدند که چهارشنبه سوری سنت ایرانی چند هزار ساله است که نیاکان زرتشتی برای ما به جا گذاشته‌اند. از سوی دیگر برخی معتقدند که در حقیقت، چهارشنبه سوری سنتی است که از دوران اسلامی‌ به وجود آمد زیرا پس از تسلط اعراب و مسلمین بر ایرانی‌ها، زرتشتیان نمی‌توانستند به صورت آزادانه مراسم جشن سده را برگزار کنند، در نتیجه به صورت پنهانی، بوته‌های کوچک را به جای خرمن عظیمی ‌که در جشن سده به کار می‌رفت، آتش می‌زدند.
ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن، به استقبال نوروز می‌روند. این مراسم از دیر باز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوها برگزار می‌شد. قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش و فالگوش ايستادن از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.
دکتر کوروش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، یکی از آن افرادی است که عقيده دارد چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و دین زرتشت ندارد و شکل‌گيری اين مراسم مربوط به زمان پس از حمله اعراب به ایران، بوده است.

                                     
دکتر کوروش نيکنام در اين‌باره می‌گويد: «ما زرتشتيان در کوچه‌ها آتش روشن نمی‌کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می‌دانيم. همین طور در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلا چیزی به نام «هفته» وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين، اين که ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگيريم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گويای اين است که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.»

                                         
او می‌گوید: «ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سی روز تقسيم می‌کرديم و برای هر روز هم اسمی‌ داشتيم. هرمز روز، بهمن روز و ...».
دکتر نیکنام ادامه می‌دهد: «برای ما زرتشتیان در ایران باستان، سال 360 روز بود با 5 روز اضافه. يا هر 4 سال 6 روز اضافه. ما در اين 5 روز آتش روشن می‌کرديم تا به این وسیله روح نياکانمان را به خانه‌هايمان دعوت کنيم. بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده از آن آتش‌افروزی 5 روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اين که اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و در نتیجه رسمی‌ به نام «چهارشنبه سوری» را ابداع کردند.»

                                            

                                              آجیل چهارشنبه سوری

درباره اينکه چرا چهارشنبه آخر سال را برای اين جشن برگزيده اند و نه روز ديگری را، مهرداد بهار می گويد « هيچ دليل قطعی وجود ندارد، فقط حدس می زنم که چهار بودنش، معرف چهار فصل است.»

اما هاشم رضی در منبع سابق الذکر و محمود روح الامينی در « آيين ها و جشن های کهن در ايران امروز » به نحوست چهارشنبه نزد اعراب اشاره می کنند و اين بيت منوچهری دامغانی را شاهد می آورند که:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور
به ساتکين می خور تا به عافيت گذرد

پورداوود نيز نقل قولی از جاحظ را نشانه نحوست چهارشنبه نزد اعراب بر می شمارد و بدين ترتيب استدلال اين است که برای رفع نحوست چهارشنبه، شب چهارشنبه آخر سال را برگزيده اند.

به هر حال از آنجا که پس از اسلام بسياری از آيين های ايرانی رنگ اسلامی به خود گرفته يا شواهد و دلايل اسلامی نيز بدان افزوده شده، آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال يا شب چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قيام مختار نسبت داده اند.

چنانکه صادق هدايت در نيرنگستان اشاره می کند و روح الامينی در کتاب ياد شده، از قول ابراهيم شکور زاده در « عقايد و رسوم عامه مردم خراسان » می نويسد: « مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی يافت و به خونخواهی شهيدان کربلا قيام کرد، برای اينکه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد ».

                                       

به هر صورت پريدن از روی بوته های آتش ظاهرا رسم قديم نبوده است. آتش در نزد ايرانيان مقدس بود و باور داشتند که آتش افروختن يعنی غلبه روشنی بر سياهی و تباهی و بيماری و مانند اينها.

بعدها رسم پريدن از روی آتش و خواندن ترانه هايی مانند سرخی تو از من و زردی من از تو باب شد. پورداوود در آناهيتا می نويسد: « در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزايی چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که ديگر ايرانيان مانند نياکان خود آتش را نماينده فروغ ايزدی نمی دانستند آن چنانکه در آتش افروزی جشن سده که به گفته گروهی از پيشينيان، پرندگان و چارپايان را به قير و نفت اندوده، آتش می زدند از روزگاران پس از اسلام است ».

                                                    
اما عده‌ای از پژوهشگران، نظری متفاوت دارند. مثلا دکتر محمد طالقانی اصل، استاد تاریخ دانشگاه، درباره اولین منابعی که در آنها از چهارشنبه سوری یاد شده است، می‌گوید: «در تاريخ بخارا، تاليف ابوجعفر نرشحی قرن سوم هجری، درباره جشن سوری آورده شده: «و چون امير سديد منصور بن نوح به ملک بنشست، اندر ماه شوال سال به سيصد و پنجاه به جوی موليان فرمود تا آن سراي‌ها را ديگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضايع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امير به سرای بنشست. هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنان که عادت قديم است آتشی عظيم افروختند. پاره آتش بجست و سقف سرای در گرفت و ديگر باره جمله سرای بسوخت و امير سديد هم در شب به جوی موليان رفت...» چنان که ديده می‌شود در سخن از آتش افروزی شب سوری گفته شده «عادت قديم است». یعنی این که این رسم از قدیم‌الایام میان ایرانیان وجود داشته است و چون این منبع به اواسط قرن سوم تعلق دارد به احتمال قوی اشاره به زمان پیش از اسلام دارد. این احتمال هم بعید نیست که شايد بتوان آن را به نوعی با آتش‌افروزی در پنجه آخر سال که توسط زرتشتیان، برای فروهر‌ها انجام می‌گرفت، يکی دانست».

                                        

هم‌چنين گزارش شده است كه ابومسلم خيزش خود را در خراسان با دادن دستور روشن كردن آتش بر بام خانه‌هاي پيروان‌اش آغاز كرد. مراسم آيين آتش ممكن است از جشن زرتشتي سده برگرفته شده باشد، كه جشني زمستاني بود كه در شب 11 بهمن با شادماني بسيار و با روشن كردن آتش‌هايي بزرگ در زمين هاي باز يا بر فراز تپه‌ها برگزار مي‌شد. به نوشته‌ي ابوريحان بيروني، در اين روز تعطيل (سده) ايرانيان باستان خانه‌هاي خود را براي دور كردن بلا و چشم بد، بخور مي‌دادند تا اين كه نزد شاهان رسم شد كه در اين جشن آتش بيافروزند. با وجود اعتراضات فقهاي اصول‌گرا، بر اين سنت در عصر اسلامي پاي فشرده شده، و به واقع در همه‌ي شهرها و روستاهاي ايران گسترش يافت. اين آيين‌ها اينك در سراسر ايران مرسوم و متداول ميباشد، چنان كه براي چندين سده به گستردگي انجام مي‌يافته است
در میان ایرانیان رسم بود که در آستانه نوروز ، پس از خانه تکانی ، یادی از در گذشتگان می کردند. خار و خاشاک جمع آوری شده را می سوزاندند و آخرین شب های سرد زمستان را در کنار آتش اهورایی به صبح می رساندند و با جشن و شادی به پیشباز نوروز می رفتند. ایرانیان با آتش اهورایی « گهنبار سوری » به جنگ سیاهی و پلیدی اهریمن می رفتند و نور و شادی و روشنایی را به خانه های خود می بردند

                                           

چهارشنبه سوری عیش و شادی
از همه اینها گذشته، چهارشنبه سوری يعنی چهارشنبه عيش و شادی که منظور چهارشنبه آخر سال خورشیدی است. واژه «سوری» نشان می‌دهد که اين شب را برای جشن و سرور بنا کرده‌اند. ايرانيان در قدیم در چهارشنبه سوری، هفت توده آتش می‌افروختند و از روی آن می‌پریدند. زيباترين و قديمی‌ترين آداب چهارشنبه سوری، آتش روشن کردن و از روی آن پریدن و شادی کردن گرد آن است.
هنوز معلوم نیست که جزئیات مراسم و جشن چهارشنبه سوری، از چه تاریخی رواج پیدا کرد. مردم وقتی هفت بوته خشکیده را آتش می‌زنند، یک یک از روی آتش می‌پرند و می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». در قدیم رسم بر این بود که پس از افروختن بوته‌های خار، خاکستر آن را جمع کنند و از خانه بيرون ببرند و کنار ديوار بريزند. کسي که خاکستر را می‌برد هنگام بازگشت در می‌زند و از درون خانه می‌پرسند: کيست؟جواب می‌دهد: منم. می‌گويند: از کجا آمده‌ای؟ پاسخ می‌دهد: از عروسی. می‌پرسند: چه آورده‌ای؟ جواب می‌گويد: تندرستی.
این رسم دیگر سال‌ها است که در میان مردم فراموش شده؛
اما برخی از آداب و رسوم دیگر که جزو حواشی جشن چهارشنبه سوری است، هنوز در یادها مانده و حفظ می‌شود.

                                            

                                                       قاشق زنی
دکتر محمد طالقانی اصل، در مورد پیشینه رسومات دیگر چهارشنبه سوری می‌گوید:«فالگوش ایستادن و خوردن آجيل مشکل گشا در ميان مردم از قديم معمول بود. همين طور کوزه شکستن و گره گشا و دفع چشم زخم و بخت‌گشايی و شب نشينی، همه از مراسم اين شب است. البته آداب و رسوم اين جشن در شهرهای مختلف ايران با کمی‌ اختلاف انجام می‌شود. گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت «زردی من از تو، سرخی تو از من» شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سال‌های اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

                                                   
او ادامه داد: «انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم، از ديگر رسوم اين شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادری بر سر به در خانه همسايه‌ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينی يا مشتی آجيل می‌گيرند. خوردن آجيل مشکل گشا که بی‌شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوری است. مردم با این نیت آجیل مشکل گشا می‌خورند که در مشکلاتشان گشایشی ایجاد شود. آداب آن هم به این ترتیب است که هر کسی با خوردن هر دانه آجیل، در دل مشکلش را می‌گوید و آرزوی برطرف شدن آن را می‌کند.

                                                  
چهارشنبه سوری در سال‌های دور

در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارک، توپی به نام « توپ مروارید» وجود داشت که در شب‌های چهارشنبه سوری اطرافش پر از دخترانی بود که در آرزوی پيدا کردن شوهر بودند.
آنها در اين شب به بالای اين توپ قديمی‌ می‌رفتند و برای بر آورده شده حاجتشان روی اين توپ دخیل می‌بستند و آرزو می‌کردند. این رسمی‌ بود که مردم در تهران قدیم انجام می‌دادند و به آن هم سخت، اعتقاد داشتند؛
اما در همان زمان، در شهرهای بزرگ دیگر، آداب چهارشنبه سوری، کمی‌ متفاوت بود.

                                           

                                                             توپ مروارید
سعيد نفيسی
در مقاله‌ای به نام «چهارشنبه سوری» بخشی از مراسم چهارشنبه سوری را که در قدیم، در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح می‌دهد:

شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه‌ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمک گرد سر گرداندن. خواندن ورد در موقع اسپند دود کردن و نمک گردانيدن، قلمرو چهارشنبه سوری در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مرواريد تهران، زنان از آن حاجت می‌خواهند.

 اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشایی که در شهرهای بزرگ دیگر مانند تهران، وجود دارد، در اصفهان هم عینا وجود داشت.

مشهد: گره گشایی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می‌اندازند.

زنجان: آتش افروختن، فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می‌اندازند و از بام به زير می‌افکنند. این پول نصیب فقرا و محتاجان می‌شود. در زنجان، دخترانی را که می‌خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می‌برند و هفت گره بر جامه آنها می‌زنند و پسران نابالغ بايد اين گره‌ها را بگشايند. هر گاه گره‌ها به طور کامل باز شد، به این معنی است که بخت دختر هم بزودی باز می‌شود.

تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اين که در اين شب مردم از بام خانه‌ها بر سر عابران آب می‌ريزند.

اروميه: مردم در شب جهارشنبه سوری بر بام خانه‌ها می‌روند و کجاوه‌ای را که زينت کرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود می‌آورند و می‌گويند:« بکش که حق مرادت را بدهد.» کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه، شيرنی و آجيل بريزد و پس از آن که در آن چيزی ريختند آن را بالا کشيده و به بام خانه ديگری می‌برند.»
چهارشنبه سوری با هر پیشینه تاریخی که داشته باشد و هر آداب و رسومی‌ که از دیرباز به آن الحاق شده باشد، امروز یکی از زیباترین جشن‌های ملی ایرانیان محسوب می‌شود و ایرانیان در سراسر جهان، در این شب و به این بهانه زیبا، به بیرون از خانه‌هایشان می‌آیند و دور هم جمع می‌شوند و ساعاتی را به شادی سپری می‌کنند. شاید اساسا فلسفه «چهارشنبه سوری» همین بوده است. همین که مردم در زمانی که چندان به یکدیگر اعتماد ندارند و در خود فرو رفته‌اند، حتی برای ساعتی از لاک تنهایی خود بیرون بیایند و با یکدیگر شاد باش

                                               

                                                                ترقه بازی

نام‌هاي محلي گوناگون اين روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبيل)، گوله گوله چارشمبه (گيلان)، كوله چووارشمبه (كردستان)، چووارشمبه كولي (قروه، نزديك سنندج)، و چارشمبه سرخي (اصفهان). برخي دانشمندان واژه‌ي «سوري» را با «سور» (ميهماني، جشن) ارتباط داده و آن را به معناي «وابسته به سور، جشن‌آميز» گرفته‌اند، برخي ديگر، به طور موجه‌تري، سور را گونه‌اي ديگر از واژه‌ي سرخ مي‌پندارند (مانند گل سوري ”گل سرخ“) و آن را اشاره‌اي به خود آتش يا به «سرخي»، به مفهوم تن‌درستي يا بلوغ، كه به طور فرضي با پرش از روي آتش به دست مي‌آيد، مي‌انگارند. كاربرد عنوان متفاوت چارشمبه سرخي در اصفهان و قرار داشتن گونه‌ي گويشي رايج سور در برابر سرخ، تأييد ديگري است بر اين ديدگاه

                                    
ترقه زدن هم طی چند سال اخیر به ویژه توسط جوانانی که در جستجوی تنوع و هیجان هستند با علاقه انجام می شود و به صورت نوعی تخلیه هیجان و جزئی از  جشن چهارشنبه سوری در آمده و برخی آنرا« جنبش چهارشنبه سوری » مینامند.اما واقعیت این است که استفاده از ترقه های پر سر و صدا با روح اصیل و معنوی چهارشنبه سوری در تضاد است

                                       


 

نوشته شده توسط حالگیر در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 23:10 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting